سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

 

آرمان ها را به انحراف نکشید!

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 92/3/14 12:53 صبح

واقعیت این است که هر کسی میتواند شعار پیشرفت و عدالت سر دهد. مثل خیلی ها که قولش را دادند و آمدند و آخر هم هیج؛ سال به سال بدتر از پارسال! یعنی همین کاری گه الان خیلی از نامزدهای انتخابات انجام می دهند؛ فقط شعار! من هم میتوانم! شما هم می توانید! ولی هیچ ضمانتی برای اجرای پیشرفت و عدالت در جامعه نیست؛ مگر سابقه مجری.
بگذارید رک و راست صحبت کنیم. درد دلمان را بگوییم. مملکت، آزمایشگاه و مردم، موش آزمایشگاهی نیستند تا هر دم یکی را با شعار های تکراری ساده زیستی و مقاومت و … علم کنند و چند سال از عمر مردم و سرمایه و ثروت مملکت را هدر بدهند تا ببینند این آقایی که بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده، توان این مسئولیت را دارد یا نه!
سی و پنج سال از عمر انقلاب گذشت. این یعنی هر کندید باید به اندازه 35 سال، سابقه درخشان و موفق اجرایی داشته باشد. ولی متاسفانه کسانیکه در این 35 سال حتی به اندازه یک برگه آ4 سابقه موفق اجرایی نداشته اند تا به مردم ارائه دهند ، بازی با کلمات و اعتقادات مردم را برنامه خود قرار داده اند تا شاید یکبار دیگر تاریخ تکرار شود و قدرت در دستانشان باقی بماند.
بر خلاف کسانیکه “بصیرت” را نه تکلیف ، بلکه سیاستی برای حمله به رقیب میدانند ، مردم ما ، مردم حقیقتا با بصیرتی هستند و با عبرت از تاریخ ، اینبار نه به شعار و تیپ و ظاهر بلکه به سابقه و برنامه اعتماد خواهند کرد. برنامه و مخصوصا سابقه تضمین اجرای پیشرفت و عدالت خواهد بود.
در این میان متاسفانه بعضی آرمان مقدس پیشرفت و عدالت را بازیچه خود برای حمله به رقیب کرده اند. به عنوان مثال ، مطلبی مرتبا از جانب همین افراد در فضای مجازی منتشر نموده اند که قالیباف گفته بدون پیشرفت ، عدالت واقعی محقق نمیشود و این یعنی تکنوکراسی و ظلم و جور ولی فلانی گفته با عدالت ، پیشرفت حاصل میشه و این یعنی گفتمان انقلاب!
کثرت این مطالب انحرافی به حدی بود که بنده مجبورم چند خطی در مورد آن بنویسم. نقد جدی بنده نه با هدف حمایت از قالیباف بلکه با هدف مقابله با چنین افکار التقاطی و درهم بر هم است که برچسب گفتمان انقلاب هم بر روی آن می زنند و روایتی هم از حضرت علی (ع) را به آن پیوست میکنند.
بگذارید با یک مثال شروع کنم. هدف بازی فوتبال ، رسیدن به گل است. ولی برای رسیدن به این هدف بایستی با تاکتیک و نظم و دقت ، ابتدا پاس کاری کرد ؛ هرجا لازم بود دفاع کرد ؛ سانتر کرد و شوت زد تا نهایتا به هدف (گل) رسید. پاس ، دفاع ، سانتر ، شوت و … همگی مقدمه و وسیله ای برای رسیدن به هدف می باشد. لذا اگر کسی بگوید “هدف اصلی همانا پاس ، شوت و… می باشد چون قبل از رسیدن به گل اتفاق افتاده است” از سه حالت خارج نیست: یا از روی جهالت این حرف را زده یا از روی انحراف فکری و یا تخریب غیر اخلاقی رقیب!
داستان پیشرفت و عدالتی هم از همین جنس است. پیشرفت ، مقدمه ای برای رسیدن به عدالت واقعی و اسلامی است. عدالت بدون پیشرفت یعنی توزیع عادلانه فقر و بدبختی و بیکاری بین مردم! البته این نوع عدالت فقط تشابه اسمی با عدالت واقعی و اسلامی دارد ولی روح آنها کاملا متضاد یکدیگرند. منظور از عدالت واقعی و اسلامی ، توزیع عادلانه ثروت ، کار ، امکانات ، رفاه و… است و این آرمان های انقلابی وقتی محقق میشود که پیشرفت رخ داده باشد. درواقع پیشرفت مقدمه ای برای رسیدن به هدف یعنی عدالت واقعی و اسلامی خواهد بود.
اگر خواهان برداشت سود عادلانه از حساب بانکی خود را داریم باید ابتدا اندوخته ای داشته باشیم. اگر اندوخته ای در حساب بانکی نداشته باشیم عادلانه آن است که به جز “هیچ” چیز دیگری به ما نرسد!
تمام توقع مردم این است که در دهه چهارم انقلاب ، شخصی سکان هدایت اجرایی انقلاب را در دست بگیرد که اندوخته ای از ثورت ، تولید ، کار ، عزت و سربلندی فراهم کند و همزمان آن را عادلانه برای امروز ملت و فردای فرزندانمان و برای سرفرازی اسلام ناب محمدی (ص) هزینه کند.
کسی میتواند به این آرمان الهی دست پیدا کند  که ضمانت اجرای آن سابقه اش با پشتوانه برنامه اش باشد و من معتقدم شخص اصلح برای نیل به این هدف دکتر قالیباف می باشد.

از دست ندهید:



کلمات کلیدی :

جان باز

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 89/5/28 3:2 عصر

بعد از 4ماه دوباره میخوام وبلاگم رو بروز کنم
بهونه بروز نکردنم هم که کار هست... بهنونه بروز کردنم هم بیکاری هست!!... بیکار نشدم ولی چند روزی نمیتونم کار کنم... مچ پام بشدت ضرب دیده و نمیتونم تکونش بدم... بخاطر اینه که موضوع این نوشتم همین زمین گیر شدنه... توی این روزها، فقط روزی 2-3 بار از جام تکون میخورم... یا برای سحری و افطاری یا برای [روم به دیوار، گلاب به روتون!!!] دست به آب!!!... اون هم با عصا و با کمک یک نفر دیگه... هر سری که دست به عصا میشم انگار دنیا برام اندازه یه قوطی کبریت میشه و با تمام وجودش به تمام وجودم فشار میاره... خیلی سخته... خیلی سخت... اما بعدش که فکر میکنم میفهمم که اصلا هم سخت نیست... آخه هر سری که دست به عصا میشم یادم به جانبازان عزیز میافته... واقعا چه میکشن این جانبازان... فکرش که میکنم مو به تنم سیخ میشه!!! جانبازایی یه پا ندارن... یا دو پا ندارن... یا شیمیایی هستن و ریه ندارن... یا موجی هستن و اعصاب ندارن... یا اصلا قطع نخاء هستن و هیچی ندارن، جز خدا...


چند سال پیش، اون موقعی که آمریکا حمله کرده بود به عراق، توی خیابون سوار یه تاکسی شدم... راننده تاکسی جانباز بود و یه پا نداشت... گاز و ترمز رو بوسیله یه اهرم، با یه دستش کنترل میکرد... خیلی سخت بنظر میرسید... یهو حس ترحمم گل کرد... میخواستم یه چیزی بهش بگم که خوشحالش کنم...
بهش گفتم: جانباز هستین؟
گفت: جانباز که نه!! ولی این (اشاره به پای نداشته اش) دست گل صدامه!!
منم که موقعیت رو جور دیدم سریع یه لبخندی زدم و گفتم: صدام نامرد دیوونه هم که نابود شد...
اون هم گفت: خدا خیرش بده!!!
گفتم: کی؟ آمریکا؟
گفت: نه! صدام رو میگم!!! خدا خیر به صدام بده... اگه اون نبود که من هم اینجوری نبودم... این مدال افتخار رو نداشم!!! اون دنیا........
حرفش رو قطع کرد و ساکت شد! من هم ساکت شدم.
یا یه روز دیگه توی یه جشن، چند تا بچه کوچک رفتن بودن روی سن تا مجری یه مسابقه بین اون ها اجرا کنه... مجری از هر بچه ای یه سوال میپرسید و همه از اون جواب های بچه گانه میخندیدن..
نوبت رسید به یه دختر بچه. مجری ازش پرسید: بزرگترین آرزوت چیه؟
اون دختر بچه هم سریع گفت: دوست دارم یه روزی دست بابام رو بگیریم و توی پارک باهاش بدوم!!! آخه بابام پا نداره! جانبازه!!!
جمعیت ساکت شد... من هم اشک تو چشمام جمع شده بود... سرم رو انداختم پایین که کسی نبینه!!!
مجری هم که دید جشن رو به هم ریخته یه خورده مزه ریخت و بعد هم درخواست یه آهنگ کرد... بعد چند لحظه سرم رو یواش یواش بالا آوردم یه نگاهی به دور و برم کردم و دیدم اوضاع بقیه از من بدتره...


یا یه روز دیگه رفتیم خونه یه جانباز اعصاب و روان (موجی)... کنارش یه پاره آجر بود... بهش گفتیم این دیگه چیه... اونم گفت میذارم جلوی در که بسته نشه... آخرش که داشتیم میرفتیم بیرون زنش به من گفت: این پاره آجر رو گذاشته کنارش که هر وقت بهم ریخت با اون خودش رو بزنه که یه وقتی به من و بچه مون صدمه نزنه...
واقعا چه میکشن این خانواده جانبازان... فکرش که میکنم مو به تنم سیخ میشه!!! جانبازایی یه پا ندارن... یا دو پا ندارن... یا شیمیایی هستن و ریه ندارن... یا موجی هستن و اعصاب ندارن... یا اصلا قطع نخاء هستن و هیچی ندارن، جز خدا...

 

از دست ندهید:

* دیدار رهبر معظم انقلاب با جانبازی که 20 سال در کما بود (فیلم) / 1
* دیدار رهبر معظم انقلاب با جانبازی که 20 سال در کما بود (فیلم) / 2
* آپانتیس




کلمات کلیدی : خاطره، جانباز

داد صدای اسرائیل هم درآمد!

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 89/1/23 9:24 صبح

ربع پهلوی متوهم که فکر میکنه جایگاهی بین مردم داره! تازگی ها یه سری اشعار تخیلی رو خطاب به ملت ایران بیان کردن...
ایشان آنقدر متوهم تشریف دارن که داد صدای اسرائیل رو هم درآورده... سایت مجمع المتوهمین بالاترین وابسته به صدای اسرائیل کلی انتقاد به این چرندیات ربع پهلوی کرده... ببینید چی گفته که اینجوری به جون هم افتادن... البته شاید هم هنوز که هیچی به هیچی نیست دارن برای رهبری جنبش توهم سبز رقابت میکنن... این ربع پهلوی اینقدر حقیر و کوچک هست که ارزش صرف کالری برای فشردن دکمه های کیبورد جهت نقد نظراتش وجود نداره!!! بنابراین من عین انتقادات بالاترین رو اینجا میذارم تا استفاده کنید! :

http://mojniknam.persiangig.com/image/nan/tavaomtarin.jpg

 

تا زمانی که شما رسما این جنایات را محکوم نکنید،اصل بر این است و برداشت جامعه این است که اعمال پدرتان در نقض حقوق بشر،مورد تایید شما است/شما بدون عنوان شاهزاده، اعتبار و جایگاه سیاسیی خاصی ندارید.،لذا سکوت در قبال نقض حقوق بشر در زمان پدرتان معنا ندارد، چه در غیر این صورت اینگونه انبساط می شود که آن اعمال از نظر شما مورد تاییداست/لباس مدافع حقوق بشر بودن را از تن بدر کنید، این قبا بر تن شما گشاد است/تا زمانی که شما نقض حقوق بشر را محکوم نکنید، ادعای حمایت از حقوق بشر، سو استفاده ای شرم آور از این مفهوم و دستاورد انسانی است. /آقای رضا پهلوی، همه حتی جنایت کاران می توانند از چتر مهربانانه مفهوم حقوق بشر،بهره مند شوند، وهیچ محدودیتی در این باره نیست، اما لباس مدافع حقوق بشربودن،قبای با ارزشی است که برای به تن کردن آن یک محدودیت هایی وجود دارد،تا زمانی که نقض حقوق بشردر زمان پدرتان را محکوم نکرده اید، این قبای دفاع از حقوق بشر بر تن شما گشاد است/مساله این نیست که بیشتر جنایت کرده است! مهمترین نکته این است که حرمت مفهوم با ارزشی چون حقوق بشر شکسته شود، البته که مقدار آن مهم است ،اما این نکته نیز مهم است که گروهی که آن را زیر پا گذاشته است،ممکن است هر جنایت دیگری را نیز مرتکب شود و دیگر قابل اعتماد نیست./ چرا باید اعمال پدرتان را محکوم کنید؟شما می توانید این اعمال را محکوم نکنید، اما مطمین باشید مردم ایران دیگردر سال 2010 میلادی به شخصی که سابقه پدرش در نقض حقوق بشر مشخص است، و آن اعمال را تایید می کند، هیچگاه اعتماد نخواهند کرد. با ??? امتیاز و ??? نظر فرستاده شده




کلمات کلیدی :

کی به کی صبح بخیر میگه؟؟؟

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/11/14 11:59 صبح

بسم الله

یه عده ای راه افتادن تو مملکت و جو بی اعتمادی و خودسری راه انداختن. به هیچ چیز و هیچ کسی پایبند نیستن. همه نهادهایی رو که قانون برای رسیدگی به مشکلات و شکایات درنظر گرفته رو فاقد صلاحیت می دونن. اینه رهآورد غرور و تکبر و جاه طلبی!

البته باید چشم هامون رو باز کنیم! باید ببینیم این مشکلات ، به نوعی توی جمع مذهبی ما هم هست. گاهی بنام دین و اسلام و انقلاب و ولایت ، همان کاری میکنن که مخالفان دین و اسلام و انقلاب و ولایت انجام میدن!
در جریانات 18 تیر ، دیدیم کسانی بی قانونی کردند و قصد براندازی نظام رو داشتن. عده ای هم در مقابله با اونها به کوی دانشگاه ریختند و دانشجویان رو سرکوب کردند. از نظر رهبر معظم انقلاب ، هر دو حرکت اشتباه بود. بارها تذکر دادند که به حکم کدام قانون و عقلی به کوی دانشگاه حمله کردین؟ اون هم بنام رهبری و پشتیبانی از ولایت!!!
بعد از انتخابات امسال هم به همین صورت...
در جریان حمله تعداد اندکی به دفتر یک مرجع و یکی از علمای شیراز هم به همین صورت. به حکم کدام قانون و شرعی به مسجد حمله میکنن؟ به حکم کدام قانون و شرعی درب مسجدی را پلمپ میکنن؟ واقعا فرقی بین بی قانونی این جماعت با آن جماعت هست؟ آن مخالفان اندک به قانون لگد میزنن و این جماعت ریاکار اندک هم به قانون لگد میزنن! مهم نیست با چه نیتی و هدفی و چگونه لگد میزنن. مهم اینه که لگد میزنن! نتیجه آن که مقام معظم رهبری دستور فک پلمپ مسجد رو صادر میکنن و به جوانان بابت تندروی ها هشدار میدهند.
اما قضیه جالبتر ، بحث کوکاکولا ، پپسی ، نستله ، نوکیا و غیره هست... عده ای اندک از مذهبیون این کالاها رو اسرائیلی میدونن و بقیه رو از مصرف اونها نهی میکنن. برای من سوال شده که مملکتی که ادعای جاری شدن قوانین اسلامی رو داره. مملکتی که قانون اون عین شرع هست. تمکین قانون ، تمکین شرع هست و عدم رعایت قانون ، عدم رعایت شرع. مملکتی که چندین و چند نهاد نظارتی و اطلاعاتی و قضایی ، در انواع و اقسام مختلف توی اون فعال هستن. حالا فعالیت گسترده این همه شرکت اسرائیلی(!!!) توی یه همچین مملکتی ، چه معنی میده؟ معنی ادعای این عده اندک اینه: مملکت ما ، مملکتی با خصوصیات ذکر شده بالا نیست!!! ما قوه قضاییه ای عادلی برای مقابله با شرکت های اسرائیلی نداریم! ما قوه مجریه سالمی نداریم... اگه داشتیم مجوز نمیدادن!!! ما قوه مقننه کارآمدی برای تصویب قانونی جهت مقابله با شرکت های اسرائلی نداریم!!! ما شورای نگهبان نامسلمونی داریم که قانونی رو تصویب کرده که اجازه ساخت کارخانه های اسرائیلی رو توی ایران داده!!! ما وزارت اطلاعات و اطلاعات ساه و اطلاعات ارتش و اطلاعات نیروی انتظامی کشکی و خرفتی داریم که هنوز نتونسته پشت پرده این شرکت های اسرائیلی رو پیدا کنه ولی ما تونستیم!!! چون ما می توانیم!!! مراجع الان همه مرجع آمریکایی هستن! وگرنه یکیشون حکم حرام بودن کوکاکولا ، پپسی ، نستله ، نوکیا و غیره رو میداد!!! (رجوع شود به پاورقی 1)
همه این ها یعنی همون حرف مخلفان و محاربان نظام مقدس جمهوری اسلامی!!!
چشمتان روشن! دستتان درد نکند! خوب نقش مهره های شطرنج همان اسرائیل رو بازی میکنین! شما با این حرف ها یه صبح بخیر جانانه میگی! صبح بخیر اسرائیل!

 

پاورقی//////////////////////////////

1- توی مسئله مراجع ، لابد میگی اونها بصورت کلی گفتن؟ عزیز من! مسئله کوچکی نیست که بخوان کلی بگن! اگه اینجوریه چرای میرزای شیرازی بصورت جزئی گفت که مصرف تنباکو حرامه؟ نگفت که مصرف هرچیزی که کمک به استعمار ایرانه ، حرامه! تمام!... مسئله ، مسئله کمک به اسرائیل در کشور اسلامی برای نابودی اسلام و مسلمین هست... اگر اینجوری بود مثل همون میرزای شیرازی باید به جزء میگفتن!!!




کلمات کلیدی :

کس نخارد پشت من جز...

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/7/25 9:45 صبح

روزی چهار بار (صبح ، ظهر ، غروب ، نیمه شب!)...
جلوی آینه بایست و توی چشم های خودت زل بزن...
نفست رو توی سینه ات جمع کن!...
بعد...
خیلی آروم (جوری که فقط خودت بشنوی) ، بگو...
کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من!
***
این ضرب المثل کلیدی و معجزه گر رو هر روز تکرار کن تا ملکه ذهنت بشه!...
کس نخارد پشت من ، جز؟؟؟... جز؟؟؟... ناخن انگشت من...
***

در پایان توجه شما رو به چند نکته جلب میکنم:
1- طبق تحقیقات منابع موثق ، سر سری گرفتن این واقعیت ، باعث عقب ماندگی فرد (از لحاظ کار و برنامه -نه ذهنی!-) خواهد شد.
2- هستند اشخاص یا اشیائی که شما بتوانید روی آن ها حساب کنید و آن ها هم بتوانند پشت شما رو بخارانند!... ولی توجه داشته باشید... این اشخاص و اشیا (مخصوصا اشخاص) ، تاریخ اعتبار دارن ، یعنی یه روزی اعتبارشون از بین میره! و شما هستید و خودتون!!! تنهای تنها... چه این دنیا و چه آن دنیا... اگر میخواید حسابی رو کسی یا چیزی باز کنید ، همون موقع حساب تاریخ انقضاش هم بکنید!...
3- خاریدن پشت و ناخن دست و بقیه اعضا و اجزای این ضرب المثل ، همگی کنایه هست... شما خودتون میتونید جای تک تک کلمات این ضرب المثل ، چیز های دیگه بذارید... ولی نحوه عکس العمل نشان دادن به همگی آنها ، تقریبا یکسان هست... راه حل همش ، خودتون هستید و خودتون...
4- والسلام نامه تمام!


پی نوشت: ////////////////////////////////////
1- نوشته بالا از جلد 71 صفحه 1542 از مجموعه پندها و حکمت های «الاعتقاداتی لکن این عمل؟!» (اثر جاودانه خودم!!! به معنای: اعتقادات من ولی کو عمل؟!) هست. مجموعه ای از اعتقاداتم که به دلایل مختلف ، تا به حال قادر به عملی کردنش نبودم. دلیل «و لا عمل» شدن (عملی نشدن!) این یکی حکمت هم ، اعتماد و خوش بینی بیش از حد من هست.
2- تمام نکات و پند و حکمت های ارزشمند بالا بدون یک نکته بی فایده هست! اون هم خدا! خدای بزرگ ، اینقدر مهربونه ، اینقدر بخشنده هست ، اینقدر توانمنده ، اینقدر یاری کننده هست که تمام قوانین و قوائد بالا را برای خودش برعکس کرده... یعنی تا میتونید باید روش حساب کنید و بهش اعتماد کنید... هر وقت که حمایت اون رو احساس کردید ، دیگه نباید از هیچ چیزی بترسید...
3- خدایــــــــــــــــــــــا دوست دارم شدیــــــــــــد!!!




کلمات کلیدی :

دروغ های شاخدار یکی از قربانیان خیالی تجاوز جنسی در زندان ایران

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/7/1 8:18 عصر

بسم الله
دروغ های شاخدار یکی از قربانیان خیالی تجاوز جنسی در زندان ایران

امروز داشتم مصاحبه ای از مریم صبری رو در سایت رادیو فردا میخوندم... گفته میشه مریم صبری در چهلم قتل ندا آقاسلطان در بهشت زهرا دستگیر شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته... از همون اول مصاحبه احساسم این بود که این مصاحبه ، خیالی و دروغ هست... ولی این فقط احساس بود... عکسی هم از این خانم توسط رادیو فردا منتشر شده...
رادیو فردا ، یه جایی از این مصاحبه یه دروغ خیلی تابلویی میگه... من عینا عکس و قسمتی از متن این مصاحبه رو میذارم... حتما خودتون متوجه دروغشون میشید...
متن اصلی این مصاحبه با رنگ آبی مشخص شده


(تصویر درج شده در سایت رادیو فردا - نفر سمت چپ مریم صبری هست)

می‌گوید در یکی از بازداشتگاه‌های ایران مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. او روزی را به خاطر می‌آورد که برای شرکت در مراسم چهلمین روز کشته شدن ندا آقاسلطان – که از او به عنوان سمبل اعتراضات به نتایج انتخابات نام برده می‌شود- به بهشت زهرای تهران رفته بود و پس از برخورد نیروهای امنیتی با تجمع‌کنندگان در یک تعقیب و گریز با نیروهای لباس شخصی دستگیر شد.
.......
قبل از این واقعه هم در تظاهرات شرکت کرده بودید؟
بله. من از قبل از انتخابات در ستادهای تبلیغاتی یکی از نامزدها حضور داشتم.
کدام ستاد؟
کاندیدای مورد نظر من آقای موسوی بود. من از طرفداران ایشان بودم. بعد از انتخابات هم در تظاهرات‌هایی که در میدان آزادی، خیابان ولی‌عصر و میدان ونک برگزار شد شرکت کردم.

......
خانم صبری، تصویری از شما در کنار دختر خانم دیگری در وبلاگی نزدیک به گروه‌های اصول‌گرا منتشر شده و در آنجا از شما دو نفر به عنوان دو تن از اغتشاش‌گران دستگیر شده نام برده شده است. آیا این تصویر از خود شماست؟ کجاست و در چه زمانی از شما عکس‌برداری شده است؟
صبری: بله این تصویر متعلق به من است. در روز هشتم مردادماه که روز چهلم ندا آقا سلطان بود ما به بهشت زهرا رفته بودیم. من آنجا دستگیر شدم. این عکس هم توسط لباس‌شخصی‌ها از من بعد از دستگیری گرفته شد. ما گوشه دیوار ایستاده بودیم تا ماشین سپاه برای بردن‌مان بیاید.
(توجه کنید... میگه عکس بعد از دستگیریش گرفته شده)
بعد در ادامه این مصاحبه خنده دار......
آن دو بار چه مسائلی مطرح شد؟ حالت بازجویی داشت؟
بله. هر دو بار بازجویی بود. بار اول من روی صندلی نشسته بودم و یکی از آن دو آقا پشت سرم و دیگری روبه‌رویم نشسته بودند و سوال می‌کردند. از جزئیات که لیدرت کیست؟ از چه کسی خط می‌گیری؟ اسم بچه‌ها را بگو. چه کسانی را می‌شناسی؟ اگر بگویی آزادت می‌کنیم . و مدام هم سیلی به صورتم می‌زدند یا موهایم را می‌گرفتند و به عقب می‌کشیدند.
مگر حجاب نداشتید؟
خیر.
این خواست ماموران بود؟
نه. روسری‌ام در تعقیب و گریز به نرده کنار خیابان گیر کرد و پاره شد.
(توجه کنید... میگه بی حجابیش بخاطر تعقیب و گریز بوده که در نهایت منجر به دستگیریش میشه... یعنی در حین دستگیریش حجاب نداشته... حالا دوباره به عکس بالا که بعد از دستگیریش هست نگاه کنید!!!)
........
دروغ تابلویی بود... دستتون درد نکنه... کلی خندیدیم!!!
راستی گفتم دروغ! به قسمت آخر مصاحبه هم توجه کنید:
یکی از دلایلی که من حاضر شدم این کار را افشا کنم این بود که تصور کردم شاید با افشاگری بتوانم جلوی ظلم به دیگران را بگیرم. خواستم ثابت کنم که آقای کروبی دروغ نمی‌گوید. چنین چیزهایی واقعا وجود داشته است. فکر کردم من که دیگ چیزی برای از دست دادن ندارم.
پس کروبی هم مثل شما راست میگه!!!




کلمات کلیدی :

آدمی ناسپاس است!

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/4/27 5:39 عصر

بسم الله

سلام... برای بار چندم ، دلم درد گرفت و تا پشت درب اتاق عمل رفتم و عمل نشدم!
گفتن آپانتیس هست بعد گفتن نیست!... یه پسرکی هم کنار تخت من بود که حالش خیلی خرابتر از من بود ، دکتر بهش گفت باید تحالت (تحال رو اینجوری مینویسن یا تهال؟ یا طهال؟ یا طحال؟ یا تحال؟ یا... بگذریم!)  رو در بیاریم... بعد هم گفت که من شیفتم تمومه ، دکتر بعدی که اومد ، برات درش میاره... دکتر بعدی که اومد گفت تحالت ( تهال؟ طهال؟ تحال؟.....) هیچیش نیست! کی گفته درش بیاری؟؟!!
با خودم گفتم خدا بخیر بگذرونه!... اینجا دیگه کجاست؟!
راستی ، گفتم خدا!
واقعا یاد خدا توی سختی ها چه حالی میده... از ته ته دله!... ولی چه فایده؟ بعدش که خوب شدیم ، انگار نه انگار خدایی هم هست...

وَإِذَا غَشِیَهُم مَّوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ
و چون موجهای عظیم همانند ابرها آنها را فرو پوشد ، خدا را از روی اخلاص در دین بخوانند و چون نجاتشان دهد و به خشکی برد ، برخی به عهد خویش وفاکنند و جز غداران کافر نعمت ، آیات ما را انکار نکنند

یعنی میشه این احساس نیاز و هیچ بودن در برابر خدا و قادر مطلق بودن خدا رو در همه شرایطی درک کنیم؟ اصلا بیماری ها ، یه وسیله هست که خدا به بهونه اون ، ما رو یاد خودش بندازه!!! واقعا خدایی به این مهربونی ، جایی سراغ دارین؟ ولی ما بعد از اتمام یه بیماری سخت میگیم ، خدایا زحمت نکش! خودم خوب شدم!!!
اگه به زبون نیاریم ، مطمئنا در عمل به تمام جهانیان ثابت میکنیم که ما خدا رو وقت نیاز میخوایم!
میگی نه؟! خدا خودش بهتر از همه ما این نکته رو میدونه برای همینه که توی قرآن میفرماید:


 وَإِذَا مَسَّکُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الإِنْسَانُ کَفُورًا
چون در دریا شما را گزند رسد ، همه آنهایی که می پرستید از نظرتان محو، شوند ، مگر او و چون شما را به ساحل نجات برساند از او رویگردان شوید ،زیرا آدمی ناسپاس است


خدایا ، اعتراف میکنم... من ناسپاسم ولی تو بزرگی ، بخشنده ای ، قادری ، به این بنده ضعیف و ناسپاست رحمی کن!




کلمات کلیدی :

تقلب یعنی چه؟ ولایت یعنی چه؟ آسیاب دشمن یعنی چه؟

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/3/24 8:58 صبح

بسم الله

1- تقلب یعنی چه؟

نحوه رای گیری بدین صورت هست که صندوق خالی ، به حوزه های رای گیری ارسال میشه و پس از چک شدن توسط نماینده نامزدها پلمپ میشه... بعد رای گیری در حضور نماینده نامزدها انجام میگیره... در آخر هم با حضور نماینده نامزدها صندوق باز میشه و باز هم در حضور نماینده نامزدها ، آرا شمارش میشه و روی فرمی بنام فرم 22 ثبت میشه و نماینده نامزدها هم امضا میکنن... این فرم به فرمانداری ها ارسال میشه و در حضور نماینده نامزدها ، تمام فرم های 22 جمع میشه و در فرم 28 ثبت میشه... باز هم با حضور و نظارت نماینده نامزدها ، فرم 28 به تهران ارسال میشه و تهران هم تمام فرم های 28 جمع میکنه و در نهایت باز هم با نظارت نماینده نامزدها به مردم اعلام میکنه...
به همین دلیل هم هست که در سال 65 ، نخست وزیر وقت مدعی شد با ساز و کارهای پیش بینی شده در قانون ، اصلا امکان تقلب وجود ندارد...
سال 88 همان ها مدعی شدند که تعداد ناظرانشان (یا بقول خودشون کمیته صیانت از آرا) از تعداد صندوق ها هم بیشتره و اجازه هیچ تقلبی رو نمیدن...
اما متاسفانه در حین انتخابات 88 مدعی شدن یا باید ما انتخاب بشیم یا تقلب شده و شورش میکنیم!!! اون هم بدون ارائه حتی یک نمونه تخلف!!! فقط میگن تقلب شده!!!
بعد مدعی میشن که چرا برگ تعرفه کم چاپ شده؟ درحالیکه خودشون در همایش صیانت از آرا بشدت به چاپ 15 ملیون برگ تعرفه بیشتر ، معترض شدن...
جالب تر اینجاست که آرای احمدی نژاد و موسوی ، تفاوت بسیار زیادی داره و اصلا به هیچ وجه امکان 10 میلیون تقلب وجود نداره... اون هم با حضور ناظر نامزدها در تمام مراحل شمارش آرا... کاشکی حداقل میگفتن کجا و چه جوری تقلب شده...
از نکات جالب توجه دیگه شایعه حبس خانگی موسوی هست و جالبتر اونکه خود موسوی اعلام کرده ساعت 14 در تجمع هوادارنش حضور پیدا میکنه... عجب حبس باحالی!!!
این شورش ها که با واسطه قرار دادن و بازی کردن با جوان های عزیز بی اطلاع اتفاق افتاده ، فقط و فقط برای بازیابی چهره تخریب شده سیاسی دو نامزد اصلاح طلب بوده چراکه اگر شکست به این سنگینی رو قبول کنن ، بدون شک به پایان زندگی سیاسی خودشون رضایت دادن.
جوانان عزیز ، بازیچه زیادی خواهی های چندتا چهره خسته شکست خورده نشین... چون بقول شیخ اصلاحات "تازه این اول داستان است"

2- ولایت یعنی چه؟

پیامبر ، یاران بسیار زیاد و شجاع و دلیر و وفادار و متدینی داشت... اما وقتی که از این دنیا رفت و ولایت رو گذاشت ، هیچی از اون همه آدم نموند... تمام شمشیرهایی که یک روز برای اسلام زده میشد ، بعد از پیامبر ، مقابل اسلام زده شد... اون ها فقط پیامبر رو درک کردن نه راهش رو... برای همین بعد از پیامبر گمراه شدن... اون ها معنی ولایت رو درک نکردن... قدرت و حس قدرت طلبی ، مثل پرده ای روی قلب اون رو پوشاند و مثل شب سیاه کرد... اون ها در مواقع بحران ، میزان تدین خودشون رو نشون دادن ، نشون دادن که هیچ نیستن... از هیچ هم بدتر هستن...
امروز هم از هیچ بدتر ها هستن... کسانی که نام امام رو یدک میکشن ولی هیچی بویی از ولایت نبردن... اونها امام رو قبول داشتن ، نه راه و ولایت امام...
الان که ولی فقیه گفتن که انتخابات سالم بوده ، آرامش رو حفظ کنید و... کیه که گوش بده؟ فردا دوباره انتخابات میشه و همه برای بالا بردن خودشون ، با رهبری دیدار میکنن و پوسترهایی با عکس خودشون و رهبر چاپ میکنن و....
عشق قدرت ، اونها رو کور و کر و بیهوش کرده و زبان اونها رو دراز... قدرت طلبی ، همه چی رو از آدما میگیره... آدم هیچ ، دست به همه چی میزنه...
بقول شیخ اصلاحات "تازه این اول داستان است"

3- آسیاب دشمن یعنی چه؟

 هرجای ایران که هستی اگر ایرانی هستی به خیابان بیا
میزان رای ملت نیست
NASIME REZVAN: کمتر صدا بدین
??????: ؟
NASIME REZVAN: بخاطر زیادی خواهی و قدرت طلبی هیچکس ، من یکی دلم هم نمیسوزه
??????: امروز بعد از ظهر حتما به خیابونای تهران بریم ... نزارین این موج اعتراض بخوابه اولش برای موسوی بود ولی الان رژیم ترسیده باید استفاده کنیم
??????: moshkele ma javoona

??????: raeis joomhoor
??????: nist
??????: age alan mardom
??????: be bahooneye
??????: moosavi
??????: rikhtan
??????: faghat ye rah peyda kardan
??????: ke
??????: betoonan harfe deleshoono bezanan
??????: pas
??????: moosavi bahoonast
??????: ma azadi mikhaym
??????: Bachehaaaaaa Toro Khodaaaaaaa Khali nakoniddddddd
kam nayariddddddddd bekhodaaaaaa bayad kari konim bahashoon ke ba ma 30 sal pish kardaaan bayad enghad moghavemat konim ke ba paye khodeshoon hamoontor ke shaho biroon endakhtan beran biroon  Toro KHODA MOGHAVEMAT KONIDDDDD STA
 Farda Ahmadi Nejad Jolo Vezarate Keshvar ( Meydane Fattemi ) Jashne Shadie 8 tomin salesho mikhad begireee .. Berid Atish Bezanidddddddddddddd Dor Ta doreshoonooo Send To All Konn Pesaaaaaaaar

متن بالا ، گوشه ای از چت بنده با یکی از همین اراذل و اوباش بود... آقایان کروبی و موسوی چشماشون رو باز کنن ببینن آب به آسیاب دشمن ریختن یعنی چی...




کلمات کلیدی :

دروغه ، دروغه

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/3/21 6:10 عصر

بسم الله

عجب اوضاعی داره مملکت ما ، این روزها!!! اتفاقات خیلی خیلی بدی افتاد! اصلا کاشکی انتخاباتی در کار نبود!!! منظورم دیکتاتوری نیستا!!! منظورم اینه که اینجور انتخابات ، بنظرم بیشتر به ضرر مملکته... فرهنگ انتخابات و دموکراسی نداریم ، دم از دموکراسی و آزادی هم میزنیم...
یه عمری ملت داد میزدن که فلانی دزده... حالا یکی از مسئولین پیدا شد ، همراه اونا داد بزنه ، همه متهمش کردن!!
شاید اون هم فکر میکرد اگه حرف مردم رو بزنه ، مردم حمایتش میکنن... ولی نه!! متاسفانه نه!!
باید حرف همون قدرتمندان رو میزد تا کسی باهاش کاری نداشته باشه... قدرت و ثروت باید حمایتت کنن... روی مردم هم نمیشه حساب کرد!!! به همین سادگی
دروغه... دروغه... دروغه... دروغه... دروغه... دروغه... دروغه...
کلمه کوتاه ولی پر اثر... به راحتی وجدان خودتون رو با این کلمه راحت کنید... هر کی هرچی گفت بگین دروغه... اصلا قبل از صحبت کردن یه آدم ، میتونید بگین میخوات دروغ بگه... هر کاری خواستین بکنید... هر کاری خواستین نکنین... هر کی هم هر حرفی زد بگین دروغه...
دروغ میگم؟

ولی غافل از اینکه این دروغه ، دروغه ، داره یه فرهنگ میشه توی وجود مردم ما... دیگه هیچکس ، هیچ چیزی رو باور نمیکنه... اگه بگن ماست سفیده ، میگن دروغه... اگه بگن انرژی هسته ای داریم ، میگن دروغه... اگه بگن ما جزو چند کشور محدود فضایی جهان هستیم ، میکن دروغه... اگه بگن فلان کار کردیم ، میگن دروغه...
یه روز هم این دروغه ، دروغه ، دامن خودشون رو هم میگیره... دیگه کی به مسئولینش اعتماد داره؟

همه این حرفایی که زدم دروغ بود!!! دروغ!!!

 

پی نوشت/////////////////////////
1- بعضی موقع ها ، ما مردم ایران خیلی نامرد میشیم
2- سعید حجاریان گفت: اینقدر بگین که دروغه دروغه ، که اگه گفت ماست سفیده همه بگن دروغه




کلمات کلیدی :

عبد صالح به ملکوت اعلی پیوست

ارسال‌کننده : مجتبی نیکنام در : 88/2/28 9:24 عصر

دریافت تصویر زمینه در اندازه بزرگ - اینجا کلیک کنید
دریافت تصویر زمینه در اندازه متوسط - اینجا کلیک کنید


دریافت تصویر زمینه در اندازه بزرگ - اینجا کلیک کنید
دریافت تصویر زمینه در اندازه متوسط - اینجا کلیک کنید




کلمات کلیدی :

   1   2   3      >