+ بدم مياد...


بدم مياد... بدم مياد... خيلي بدم مياد...
از تمامشون بدم مياد...
از تمام اون هايي که جانماز آب ميکشن ولي در خفا بدتر از صدتا لامذهب هستن بدم مياد...
اعصابم خورده!...
چند روز پيش شوخي هاي بي مورد و زشت و زننده دوتا از اين آقايون و خانمهايي که جانماز آب ميکشن رو ديدم...
بعضي ها فکر ميکنن حالا که با هم همکار هستن ، پس با هم خواهر و برادرن...
بعضي ها فکر ميکنن حالا که متاهل هستن ، پس مشکلي براي ارتباط با دخترا و پسرا ندارن...
بعضي ها فکر ميکنن.................
موضوع از اينجا بدتر ميشه که خود اينا يه زماني به ريز و درشت همه چي آدما گير ميدادن...
تو چرا اينجوري ميکني...
تو چرا اونجوري ميکني...
تو چرا موهات رو اينجوري کردي...
تو چرا...
فلاني چرا اينجوري ميکنه...
فلاني چرا اونجوري ميکنه...
فلاني چرا موهاش رو اينجوري کرده...
فلاني چرا...
خيلي ها بودن که به بستن دکمه بالاي پيراهنشون اعتقاد داشتن ولي حالا....
خيلي ها بودن که به ريش گذاشتن اعتقاد داشتن ولي حالا....


خيلي ها بودن که به چادر پوشيدن اعتقاد داشتن ولي حالا....


خيلي ها بودن که...
نميدونم چرا زمان با آدما اينجوري ميکنه... خيلي ها رو تغيير ميده... خيلي ها رو...
بدم مياد... بدم مياد... خيلي بدم مياد...
از تمامشون بدم مياد...


 


پي نوشت//////////////////////////////////
1) فکر ميکنم زمان ، کساني رو تغيير ميده که غرور زيادي داشته باشن...
2) خدايا... غرور رو از من بگير...